اگر یک کلمه بتواند حس بیشتر مادریدیسموهای کاتالان از حرفها و رفتار های اخیر مورینیو را توصیف کند ، آن حس نا امیدی است . آمدن و حرفهایش در فصل اولش تقریبا با مقبولیت همه مادریدیسموها همراه بود و در میان رئالی های کاتالونیا تبدیل به یک قهرمان شد . ما او را تحسین می کردیم چرا که می شد به واسطه حرفهایش از خودمان دفاع کنیم . او حرفهایی مثل کمک یوفا و داوران به بارسا را مطرح کرد ، حرفی که کمتر کسی جرئت زدنش را داشت اما حالا ...
مادریدیسموهای کاتالونیا کلا فقط با یک حالت می توانند زندگی کنند : استقامت . یک میلیون رئالی در کاتالونیا کار سختی دارند تا در سرزمین دشمن از باشگاه محبوبشان دفاع کنند . پس مورینیو باید کسی باشد که در صحبت های عمومی از آنها دفاع می کند ، نه این که با لجاجت و خودسری از شخص خودش دفاع کند و واکنش های عجیب و غریبی داشته باشد .
حالا همه چیز تمام شده است . مورینیو می تواند از این که به هواداران ، بازیکنان ، مدیر ، هیئت مدیره ، رسانه ها و باشگاه تاخته به خود ببالد . او می گوید که بارسا بهترین تیم 30 سال اخیر بوده است تا ما را ضعیف نشان دهد . این حرفش مثل لگدمال کردن مادریدیسموهای کاتالان بود . هیچ کس بهتر از او نمی توانست این گونه نابودمان کند . او میان ما مادریدیسموها جنگ ایجاد کرد . بین آنهایی که هنوز از او دفاع می کنند و دسته دیگری که از دستش خسته شده اند . حرفهایش باعث شد که ما رئالی ها به جای این که علیه کاتالان ها جنگ کنیم ، با خودمان جنگ کنیم . او واقعا نا امیدمان کرد . خداحافظ آقای مورینیو !

خوزه میگل ویارویا - مدیر کانون هواداری رئال در کاتالونیا